وبلاگ محسن 58

مجله خبری محسن 58

ريسك پيش‌خريد «مال» در تهران

امواج كاهش قيمت ملك كه طي دو سال گذشته بازار واحدهاي مسكوني را تحت تاثير قرار داده بود، امسال براساس پيش‌بيني‌هاي رسمي، دو مقصد جديد را هدف مي‌گيرد. شواهد حاصل از تحقيقات ميداني و بررسي‌هاي اقتصادي نشان مي‌دهد: بازار خريد و فروش واحد تجاري در «مال»‌ها و همچنين بازار املاك مسكوني و غيرمسكوني لوكس در تهران به لبه پرتگاه قيمتي نزديك شده‌اند و مطابق تحليل‌هايي كه حسين عبده‌تبريزي مشاور مالي وزير راه‌وشهرسازي و صاحب‌نظر اقتصاد مسكن دارد، پيش‌بيني مي‌شود طی سال جاری  قيمت‌ها در اين دو بازار که بانک‌ها در شکل‌گیری آن‌ها نقش مشارکتی پررنگی (تامین مالی ساخت مال) را بازی کرده‌اند، با شيب قابل ملاحظه‌اي سقوط كند.

به گزارش دنیای اقتصاد، به اين ترتيب پيش‌خريد در بازار «مال»‌هاي در دست احداث، طي سال جاري با ريسك بالايي همراه است و براي ورود به اين قسمت از بازار ملك كه در حال حاضر به دليل حجم بالاي ساخت‌وسازهاي تجاري در تهران، پيش‌فروش در آن رونق حداكثري پيدا كرده، لازم است جوانب احتياط در نظر گرفته شود.

فضاي ايزوله آمار و اطلاعات در بازار «مال»‌ها باعث شده صرفا تبليغات مالك و سرمايه‌گذار اصلي اين نوع سازه‌‌ها بتواند روند سرمايه‌گذاري‌هاي ثانويه –خريد واحدهاي تجاري از سازنده مال- در اين بازار را تحت كنترل خود بگيرد.

در بازار مسكن، انتشار مرتب آمارها از وضعيت قيمت، ميزان عرضه، حجم تقاضا و نرخ فراواني آپارتمان در مناطق مختلف شهر، مسير ورود تقاضاي مصرفي و سرمايه‌اي و همچنين بازدهي سرمايه‌گذاري را روشن و قابل رويت كرده است.

اما در بازار املاك تجاري، از يكسو غيبت آمارهاي مستند و از سوي ديگر تجربه قديمي در شهر تهران كه همواره سود خريد مغازه يا واحد تجاري در مجتمع‌ها را تضمين كرده است، سبب شده متقاضيان بدون تامل درباره آينده اقتصادي ساختمان‌هاي تجاري، جذب اين بازار شوند. با اين حال، «دنياي‌اقتصاد» براي تحلیل دقیق‌تر بازار املاك تجاري، به نتايج دو تحقيق جداگانه كه به تازگي از سوي دو گروه كارشناسي درباره آينده اين بازار انجام شده، استناد می‌کند.

  تفریح به جای خرید


اين تحقيقات نشان مي‌دهد: ركود مسكن و كاهش سود ساخت‌وسازهاي مسكوني در دو سال اخير، باعث تغيير مسير بخش قابل توجهي از سرمايه‌گذاري‌هاي ساختماني از فاز آپارتمان‌سازي به فاز تجاري‌سازي شده و نتيجه آن در حال حاضر به شكل واحدهاي تجاري خالي و بدون مشتري در برخي مجتمع‌هاي به بهره‌برداري رسيده، خودنمايي مي‌كند.

وجود واحد خالي در «مال»‌ها علامتي از تكميل موقتي ظرفيت سرمايه‌گذاري در اين بازار است.
برخي از «مال»‌هاي تازه‌ساز، پاتوق عصرانه خانواده‌هايي شده كه نه براي خريد كه فقط براي گذران وقت و تفريح وارد اين مجتمع‌ها مي‌شوند. اين وضعيت، فعلا فقط دو نوع كسب‌و‌كار در مال‌ها را به نسبت پرفروش كرده است؛ يكي رستوران و فست‌فود و ديگري شهربازي مخصوص كودك كه معمولا در طبقات فوقاني مال قرار دارند.

  رد پای بانک‌ها در مال‌ها


هم‌اكنون در مناطق 1 و 2 و 22 به عنوان سه مكان اصلي تجاري‌سازي، تراكم ساخت مال– مجتمع تجاري چندمنظوره- به چند برابر مجتمع‌هاي قديمي رسيده است. بلندترین برج‌های تجاری و اداری در حال ساخت در تهران با نقش مستقیم یا غیر مستقیم بانک‌ها در جریان است. اسامی برخی بانک‌های خصوصی و دولتی در تابلو زرد رنگ حاوی مشخصات ثبتی و فنی برج‌های در حال احداث به چشم می‌خورند. در اين سه منطقه چون زمين بزرگ‌متراژ (حداقل يك هكتار) در سطح زيادتري نسبت به ساير مناطق تهران وجود دارد، عمده پروژه‌‌هاي مال‌سازي بدون در نظر گرفتن پارامترهاي اقتصادي كليدي اين مناطق همچون كشش خريد، ترافيك، وجود چند مركز تجاري داير و پرفروش و... متمركز شده‌اند.
 در برخي از محله‌هاي اين مناطق، در كنار سه مجتمع تجاري قديمي، دو مجتمع تجاري چندمنظوره نيز در حال ساخت است و صاحبان يك مجتمع ديگر كه چند ماه از افتتاحش گذشته، تاكنون موفق به بهره‌برداري از واحدهاي خالي آن نشده‌اند.

 با هجوم ناگهاني سرمايه‌گذاران ساختماني به بازار «مال»‌سازي طي دست كم سال‌هاي 90 تا 92، هم‌اكنون ميزان پيشرفت فيزيكي غالب اين ساختمان‌ها يكسان است.  «مال» به مجتمع تجاري چندمنظوره گفته مي‌شود كه علاوه بر واحد‌هاي فروش پوشاك، لوازم خانگي و كالاهاي بادوام مورد نياز خانوارها، امكانات ديگري همچون سينما، شهربازي، هايپرماركت، انواع رستوران و فست‌فود، فضاي نگهداري كودك، جواهرفروشي و فضاهايي كه به نيازهاي فراتر از «خريد روزمره» پاسخ مي‌دهد نيز در آن تعبيه شده است.

  97 مال در حال ساخت


طبق تحقيقاتي كه يك مدرس برندينگ سازه و مديريت طراحي و ساخت «مال» انجام داده است، در حال حاضر بين 97 تا 201 مجتمع تجاري چندمنظوره در شهر تهران در مراحل مختلف ساخت تا بهره‌برداري اوليه قرار دارند.
عمده اين «مال»‌ها اواخر سال گذشته به مرحله‌اي از ساخت رسيدند كه قابليت پيش‌فروش واحدهاي تجاري در آنها را براي سرمايه‌گذار اوليه كاملا مهيا كرده است. در حال حاضر، اين واحدهاي تجاري با حداقل قيمت مترمربعي 10 ميليون تومان پيش‌‌فروش مي‌شود اما چشم‌انداز قابل ترسيم در اين بازار نشان مي‌دهد با اشباع قريب‌الوقوع چند منطقه محدود شهر تهران از «مال»، به زودي قيمت واحدهاي تجاري در اين مجتمع‌ها ريزش مي‌كند؛ بنابراين پيش‌خريد قبل از تعديل قيمت واحدها مي‌تواند آسيب مالي براي خريداران به همراه داشته باشد.

  تنها راه نجات از حبس منابع مالی


حسين عبده‌تبريزي، مشاور مالي وزير راه‌وشهرسازي و صاحب‌نظر اقتصاد مسكن در اين زمينه تحقيقاتي انجام داده است كه نتايج آن حاكي است: در تهران و برخي كلان‌شهرها، حجم آپارتمان مسكوني گران‌قيمت و همين‌طور واحد تجاري، به مراتب بيش از نياز ساخته شده است و پيامد «مازاد ساخت»  در اين دو بازار طي سال 94 به شكل كاهش قيمت و تعديل تورمي ظاهر خواهد شد.
عبده‌تبريزي با تاكيد بر اينكه بخش قابل توجهي از سرمايه‌‌هاي حبس‌شده در مجتمع‌هاي تجاري و «مال»‌هاي در حال ساخت، متعلق به نهادهاي مالي كشور است، به سرمايه‌گذاران اوليه و مالكان اين سازه‌ها توصيه كرد روش واگذاري واحدهاي تجاري را از حالت سنتي «فروش» به شيوه «اجاره يا عرضه سرقفلي» كه در خيلي از كشورها رايج است، تغيير دهند. يافته‌هاي تحقيق انجام شده توسط عبده‌تبريزي همچنين تصريح مي‌كند: امسال احتمالا آخرين سال فروش واحد تجاري در «مال»‌ها خواهد بود و بعد از آن، امكان فروش به دليل افزايش عرضه واحد آماده كسب و كار و ريزش قيمت، براي سرمايه‌گذاران سخت مي‌شود؛ بنابراين با لحاظ بدهي بخشي از اين ساختمان‌ها به بانك‌هاي مشاركت‌كننده با پروژه، بايد روش‌هاي ديگري براي واگذاري واحد‌هاي تجاري و بازگشت منابع سرمايه‌گذاري شده در اين سازه‌ها، به كار گرفته شود كه يكي از آنها، اجاره‌داري مي‌تواند باشد.

  شکل غلط واگذاری واحدهای تجاری


تحقيق ديگري كه درباره بازار املاك تجاري توسط مسعود فياض‌آذر، مدرس برندينگ سازه‌هاي تجاري و محقق در زمينه طراحي و ساخت مجتمع‌هاي چندمنظوره انجام شده است، نشان مي‌دهد مشاركت بانك‌ها با سازنده‌هاي «مال» و تامين مالي بانك‌محور اين نوع سرمايه‌گذاري ساختماني سبب شده بخش زيادي از واحدهاي تجاري در مراحل ساخت به ناچار و براي بازگشت تسهيلات دريافتي، پيش‌فروش شود در حالي كه فروش واحدها به جاي اجاره آنها باعث مي‌شود مال در زمان بهره‌برداري به معضل «چندمالكيتي» دچار شود و عدم تصميم‌گيري واحد درباره نحوه چينش برندهاي تجاري در طبقات مختلف مال، به جذب مشتري و بازديدكننده –پاخور شدن مجتمع- آسيب وارد كند. معضل پنهان ديگري كه در حال حاضر در برخي از «مال»‌هاي در دست ساخت وجود دارد، عدم انطباق معماري داخلي سازه با ويژگي مورد نياز برندهاي خارجي فروش كالا است از جمله اينكه غالب برند‌هاي پوشاك براي حضور در يك مجتمع تجاري، نياز به واحد بزرگ دو طبقه دارند اما نحوه ساخت‌وسازها مغاير اين خواسته است.

  آمارهای اقتصادی از بازار مال‌ها


نتايج اين تحقيق مشخص مي‌كند: با توجه به استاندارد سرانه خدمات تجاري در شهرها، در تهران حدود 20 ميليون مترمربع فضاي تجاري در قالب «مال» ساخته شده يا در دست احداث است و با لحاظ جمعيت روز شهر تهران كه حدود 10 ميليون نفر برآورد مي‌شود، حداقل به 100 مال جديد و ايجاد 10 ميليون مترمربع فضاي تجاري ديگر نياز است اما احداث اين 20 ميليون مترمربع در زمان كم و مناطق محدود شهر تهران باعث افزايش و سرريز واحدهاي تجاري در گوشه‌هايي از پايتخت و در نتيجه مشكل در بازاريابي و فروش اين واحدها شده است در حالي كه اگر پراكندگي مجتمع‌هاي تجاري در سطح شهر متعادل شود، اين چالش قابل رفع است.

طبق يك آمار ديگر، در كل كشور 300 «مال» در دست ساخت و بهره‌برداري قرار دارد كه دو‌سوم آنها در تهران مستقر است. در تهران هزينه احداث «مال» مترمربعي به طور متوسط 5/ 2 ميليون تومان و بهاي خريد زمين با كاربري تجاري برای احداث مال نيز مترمربعي بالاي 10 تا 15 ميليون تومان برآورد مي‌شود. هر چند نسبت قيمت تمام‌شده اين بناها به قيمت فروش واحدهاي تجاري، با توجه به طبقات زياد و مشاعات كم، رقم چندان بزرگي به حساب نمي‌آيد اما عوارضي كه سازنده‌هاي اين ساختمان‌ها بابت اخذ پروانه به شهرداري پرداخت مي‌كنند به طور متوسط 7 تا 10 برابر عوارض مسكوني است و از مترمربعي 5/ 2 ميليون تومان شروع و تا 10 ميليون تومان هم مي‌رسد. هر چند امسال را كارشناسان سال ريزش قيمتي مجتمع‌هاي تجاري عنوان مي‌كنند اما گمانه‌زني‌هايي درباره احياي دوباره اين بازار در زمان پساتحريم وجود دارد كه در قالب آن چنانچه پاي شركت‌هاي خارجي بازرگاني و صنعتي به ايران باز شود، نياز آنها به واحد تجاري و اداري، موجب جذابيت سرمايه‌گذاري در اين بازار خواهد شد. اين پيش‌بيني خوش‌بينانه البته مشروط بر آن است كه ظرفيت كاري «مال»‌هاي موجود تا آن زمان، تكميل شود.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: ريسك پيش‌خريد «مال» در تهران
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

نایاب شدن اصلی‌ترین داروی بیماران پیوندی

پیدا کردن کلیه و انجام عمل پیوند، تنها دو خوان از هفت خوانی است که بیمار کلیوی و خانواده‌اش باید طی کند. حالا روزهای سخت و طولانی دیالیز و دردها و دلهره‌هایش به کنار. آدم از دور که به ماجرا نگاه می‌کند، خیال می‌کند بعد از پیوند همه چیز تمام می‌شود؛ اما فقط آنها که در دل ماجرا هستند می‌دانند که این طور نیست.

ایران در ادامه نوشت: مادر است. مستأصل و نگران. مثل تمام مادرها که وقتی خار به پای دلبندشان می‌رود، آرام و قرار ندارند. دوست دارد چشم‌هایش را ببندد و خاطرات تلخ سال‌های گذشته را از یاد ببرد. روزهای پراضطراب. از این دکتر به آن دکتر. از انجمن به بیمارستان. از بخش دیالیز به خانه‌ای که بوی دلهره می‌داد؛ هنوز هم می‌دهد. روزها گذشت. عمل پیوند بالاخره انجام شد. خدا خودش می‌داند به مادر چه گذشت وقتی پسر جوان‌اش زیر تیغ جراح بود. قبل‌اش می‌دانست که مهلت کم است. کراتین خون پسر روی 10 بود و این، یعنی بیمار دیالیزی هر لحظه ممکن است به کما برود. بالاخره کلیه پیدا شد. به خاطر شرایط خاص پسر، قرار شد در اولویت قرار بگیرد. پیوند از بیمار مرگ مغزی انجام شد. به انجمن هم مراجعه کرده بودند اما برای دریافت کلیه اهدایی باید در نوبت می‌ماندند که با شرایط بحرانی پسر، امکانپذیر نبود.

بعد از پیوند اما دلشوره تمام نشد. مراقبت لازم بود. مراقبت همیشه لازم است. بیماری که عمل پیوند کلیه انجام می‌دهد باید تمام عمر دارو بخورد. برای اینکه بدن‌اش کلیه را پس نزند. داروی بعد از پیوند اما این روزها برای خودش نوشدارویی است. آنها که درگیر ماجرا هستند، نام داروها را خوب می‌دانند؛ «سلسپت» و «ساندیمون». اولی مهم‌تر است. این اسم برای بیماران کلیوی و خانواده‌هایشان آشناست چرا که یکی از اصلی‌ترین داروهای نگهدارنده انواع پیوندها در کشور به حساب می‌آید. اما کمبود این داروها بخصوص سلسپت، غصه‌ای شد تازه بر دوش بیماران.

مادر از روزهای پریشانی می‌گوید: «به ما گفتند سلسپت پیدا نمی‌شود. بهتر است ریسک نکنید و در این شرایط تحریم از داروی مشابه ایرانی به نام «سیتوگان» استفاده کنید چون بیمار باید از ابتدا یک نوع دارو را مصرف کند و نباید دارو را مدام تغییر داد. ما هم همین کار را کردیم. داروی ایرانی خریدیم اما دائم نگرانم. به سیتوگان اعتماد ندارم. بعضی بیماران که از این دارو استفاده کرده بودند، رضایت نداشتند. من نمی‌دانم اما از بیمارها شنیدم. البته پزشک این مسأله را رد می‌کند و می‌گوید سیتوگان خوب است. به هرحال که حالا سلسپت پیدا نمی‌شود.

اصلاً پشت شیشه داروخانه هلال احمر چسبانده‌اند که سلسپت نداریم. اما مشکل فقط همین نیست. بیمارانی که عمل پیوند انجام می‌دهند ممکن است به ویروس cmv مبتلا شوند که با توجه با ایمنی پایین بدنشان خطرناک است. پسر من هم متأسفانه بعد از عمل به این ویروس مبتلا شد. برای تهیه دارو به داروخانه هلال احمر مراجعه کردم. از آنجا حواله ام دادند به داروخانه تک نسخه‌ای شان؛3 ساختمان آن طرف‌تر. گفتند سوئیسی و هندی‌اش را داریم. گفتم سوئیسی‌اش را بدهید. با بیمه و کارت انجمن بیماری‌های خاص، 4 میلیون درمی‌آمد. گفتم یعنی قیمت دارو چقدر است که ما که 10 درصدش را می‌دهیم باید 4 میلیون تومان پرداخت کنیم؟! گفتند هندی‌اش را ببر. قیمت اش 3 میلیون و 850 هزار تومان است. با بیمه می‌شود 385 هزار تومان. رفتم هیأت امنا و با کارت بیماری‌های خاص، 100 هزار تومان تخفیف دادند. دارو را گرفتم اما دلم آرام نیست. می‌گویند داروی هندی هم خوب نیست. دارم دیوانه می‌شوم. نمی‌دانم چه کار کنم!»

گفته‌های این مادر البته دغدغه تمام بیماران کلیوی و پیوندی است. کسانی که به حکم اجبار بیماری، ناچارند داروهای خاص را مصرف کنند. وای به وقتی که دستشان هم تنگ باشد.

کمبود یا بهتر است بگویم نبود سلسپت و ساندیمون  اما، حکایت تازه‌ای نیست. بارها و بارها نسبت به کمبود این داروها هشدار داده شده و اینکه حدود 20 هزار بیمار در معرض پس زدن عضو پیوندی هستند.  دارو به یک باره نایاب شد. بیماران به هراس افتادند. هزار و یک فکر آمد به ذهنشان. اگر دارو پیدا نشود! اگر پیوند پس بزند! اگر...   

نگرانی‌ها ادامه پیدا می‌کند. بیماران کلیوی و خانواده‌های‌شان مستأصل می‌شوند. حالا باید چه کار کنند؟! خیلی‌های‌شان می‌روند سراغ انجمن حمایت از بیماران کلیوی. نا امید برمی‌گردند، گاهی با گریه و زاری؛ این‌طور که رضا قاسمی، رئیس انجمن می‌گوید؛ ازدست انجمن کاری ساخته نیست. مسئولیتی در قبال تأمین دارو ندارد.

سؤال نکنید؛ نداریم!


شاید حدود 4 سال پیش، یعنی همان زمانی که قیمت داروی سلسپت  ناگهان دوبرابر شد، بیماران باید روزی را متصور می‌شدند که این دارو کلاً نایاب شود. این در حالی است که به گفته قاسمی، رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی، این دارو تا پایان سال 89 به صورت رایگان در اختیار بیماران پیوندی قرار می‌گرفت اما در ابتدای سال 90، قیمت 30 هزار تومان برای 240 عدد قرص تعیین شد و بیماران مجبور به پرداخت هزینه شدند اما چندی نگذشته بود که با حذف یارانه  سلسپت  قیمت آن دوبرابر شد و به 63 هزار تومان رسید. انتقادها همچنان ادامه داشت. انحصاری بودن داروی  سلسپت برای بیماران کلیوی چاره‌ای باقی نگذاشت.

با افزایش هزینه‌ها بالاخره با هر مشقتی بود می‌شد کنار آمد، اما نایاب شدن دارو، بحث دیگری بود. اوایل سال 92 بود که هشدارها نسبت به کمبود داروی سلسپت به اوج خود رسید. پاسخ داروخانه‌ها در قبال درخواست بیماران برای این دارو، یک چیز بود:«نداریم!» مسئولان وزارت بهداشت از جمله شخص وزیر عنوان کردند که بیماران می‌توانند از طریق سامانه 1490 نسبت به تهیه داروهایی که در داروخانه‌ها موجود نیست، اقدام کنند تا این سامانه داروخانه‌هایی که داروهای مورد نظر را دارد، به آنها معرفی کند. تماس‌ها با سامانه برقرار شد. نه یکی، نه دوتا؛ هزاران تماس با سامانه 1490 نشان از وضعیت نابسامان دارو بود. همان زمان هم اعلام شد که داروی ساندیمون به صورت محدود در داروخانه‌ها موجود است اما  سلسپت اصلاً وجود ندارد.

در پی همین نگرانی‌ها بود که شمسعلی رضازاده معاون سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت در یک نشست خبری عنوان کرد که شرکت تولیدکننده در داخل کشور به دلیل نگرانی که در زمینه تأمین نشدن یارانه دارویی خود داشت توزیع این دارو را متوقف کرده که وزارت بهداشت به این شرکت تولیدکننده تضمین داده است که یارانه داروی آن را بپردازد تا این شرکت روند توزیع این دارو را از سر بگیرد.

  در همان زمان صحبت از داروی ایرانی جایگزین هم به میان آمد که البته هنوز مطالعات و تحقیقات بالینی آن انجام نشده بود. همچنین دارویی ساخت امریکای جنوبی که طبق گفته متخصصان، در اروپا خوب جواب داده بود، می‌توانست نگرانی‌های بیماران پیوندی را تا حدودی مرتفع کند.

بیماران به مصرف داروهای جایگزین روی آوردند. چاره‌ای نبود. اما همچنان امیدوار بودند که مشکل سلسپت حل شود.  اواخر فروردین ماه امسال مهدی پیرصالحی مدیر کل نظارت و ارزیابی دارو و مواد مخدر سازمان غذا و دارو، با اعلام اینکه مشکل کمبود داروی سلسپت به عنوان اصلی‌ترین داروی بیماران پیوندی برطرف می‌شود، امید تازه‌ای به بیماران داد.  البته او عنوان کرد که این کمبود از دو ماه پیش به ‌دلیل مشکل در تولید به وجود آمده است که این مسأله را نیز ما قبل از عید نوروز به معاونت‌های داروی سازمان غذا و دارو، پزشکان و انجمن‌های مربوطه عنوان کرده بودیم تا برای کمبود داروی  سلسپت، داروی مایکوفنولات جایگزین شود.  او همچنین گفت:« البته شاید بیماران به ‌دلیل اعتماد ذهنی که به داروی قبلی خود دارند نگران این کمبود باشند، بنابراین با تمام تلاش‌هایی که صورت می‌پذیرد سعی بر آن است تا دو هفته دیگر مشکل کمبود داروی سلسپت برطرف شود.»
خبر، دقیقاً روز 28 فروردین ماه مخابره شده بود. چهاردهم اردیبهشت ماه با داروخانه هلال احمر تماس می‌گیریم. «سلسپت دارید؟» از آن سوی خط پاسخ می‌شنوم:« سلسپت به هیچ عنوان پیدا نمی‌شود. دنبالش نگردید. «سوپریمون» داریم. تنها راه حل‌تان همین است.»

اسم سوپریمون آشناست. همایش ارائه نتایج کارآزمایی بالینی‌اش یک هفته پیش از تماس برگزار شد، روز هفتم اردیبهشت. عنوان خبرش هم این بود:
« تولید داروی پیشگیری از دفع پیوند کلیه در ایران.» به گفته فرهاد حاتمی سعدآبادی، مدیر اجرایی طرح تولید این دارو، سوپریمون نخستین معادل ژنریک داروی مایکوفنولات است که از نظر فارماکوبیولوژیک کاملاً مشابه داروی برند یا همان  سلسپت است.

او در همایش ارائه نتایج کارآزمایی بالینی داروی سوپریمون عنوان کرد که با توجه به اهمیت این دارو در پیشگیری از دفع پیوند کلیه، یک مطالعه کارآزمایی بالینی استاندارد، با همکاری انجمن نفرولوژی کشور، از سال 1391 به منظور بررسی اثر بخشی و ایمنی این دارو در مقایسه با برند خارجی آغاز شد که این مطالعه پس از بررسی و ثبت در مرکز تحقیقات ارولوژی و نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و اخذ مجوز اخلاق از این مرکز طی دو سال و همزمان در چهار بیمارستان شهید مدرس، لبافی نژاد، هاشمی‌نژاد و شریعتی تهران به انجام رسید. به گفته حاتمی، در این مطالعه اثر بخشی و ایمنی داروی سوپریمون در مقایسه با داروی سلسپت در 100 بیمار کاندید پیوند کلیه تا 6 ماه پس از انجام پیوند مورد ارزیابی قرار گرفت و معیارهایی همچون موارد دفع پیوند، میزان فیلتراسیون کلیه پیوندی (gfr) و عوارض جانبی ناخواسته در دو گروه مقایسه شد.

حسن ارگانی، استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو انجمن نفرولوژی کشور نیز گفته‌های حاتمی را این‌گونه ادامه داد:«بر اساس نتایج پژوهشی در هر دو گروه بیماران مصرف‌کننده داروی سوپریمون و داروی برند، در بیش از 93 درصد بیماران تا 6 ماه پس از انجام پیوند، عضو پیوند شده سالم بود  و نیازی به انجام دیالیز وجود نداشت و براساس بیوپسی به عمل آمده و ارزیابی‌های پاتولوژیک انجام شده، در بیش از 94 درصد بیماران، علائم دفع کلیه پیوندی مشاهده نشد. عوارض جانبی قابل انتظار از مصرف دارو نیز در هر دو گروه مقایسه و تفاوت قابل توجهی از نظر این عوارض بین دو دارو گزارش نشد.»  به گفته او، براساس نتایج به دست آمده، دو داروی سوپریمون و برند خارجی آن از نظر اثر بخشی و عوارض جانبی کاملاً مشابه بوده و مصرف داروی سوپریمون برای پیشگیری از دفع عضو پیوندی با اطمینان کامل قابل توصیه است.

با وجود تمام این اطمینان بخشی‌ها اما، بیماران همچنان بی‌اعتمادند. کافی است به چشمانشان نگاه کرد. نگرانی را در نگاهشان می‌شود براحتی دید. می‌گویند از کجا معلوم داروی جدید خوب باشد؟! با این حال چاره‌ای هم ندارند؛ مثل همان مادری که از وقتی شنیده داروی ایرانی خوب نیست، به قول خودش مثل مرغ بال و پر کنده این طرف و آن طرف می‌دود. وقتی پای مرگ و زندگی عزیزی در میان باشد، حتی شنیدن کوچکترین شایعه هم ویران کننده است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نایاب شدن اصلی‌ترین داروی بیماران پیوندی
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

دستپاچگي اعراب منطقه در برابر توافق هسته‌اي

«سلاح بدهيد تا از توافق با ايران حمايت كنيم» اين درخواست جديدي است كه برخي كشورهاي عربي در ازاي حمايت از توافق احتمالي هسته‌اي ايران و ١+٥ از امريكا درخواست كرده‌اند، درخواستي كه بيش از هر چيز ديگري براي تحت فشار قرار دادن امريكاست و به باج خواهي شبيه است. اين مطالبه‌هاي نظامي در ازاي موافقت با توافقي سياسي – فني در حالي مطرح مي‌شود كه مذاكرات هسته‌اي كشورمان با ١+٥ هنوز به سرانجام نرسيده اما روزشمار پايان مذاكرات هسته‌اي به شمارش افتاده و آخرين دانه‌هاي اين ساعت شني در حال پايان است.

حميدرضا آصفي، سخنگوي وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات در گفت‌وگو با «اعتماد» معتقد است كه كشورهاي عربي در شرايط كنوني بيش از هرزمان در خصوص پرونده هسته‌اي دستپاچه شده‌اند و درخواست‌هاي‌شان نيز در همين راستاست. سفير اسبق كشورمان در امارات، آلمان شرقي و فرانسه با اشاره به بحران اقتصادي غرب تاكيد دارد رابطه و خواست كشورهاي عربي از كشورهاي غربي رابطه‌اي دو سويه است يعني كشورهاي عربي در رقابت با رژيم صهيونيستي به جنون خريد سلاح و ادامه سياست‌هاي لجوجانه با ايران پرداخته‌اند و برخي كشورهاي ١+٥ نيز با تبليغاتي كردن مسائل، براي خود و صنايع نظامي‌شان مشتري پيدا مي‌كنند. وي در اين گفت‌وگو از لزوم فعال شدن ديپلماسي منطقه‌اي در راستاي ديپلماسي هسته‌اي سخن ‌گفت و اعتقاد دارد كه بايد به تشديد گفت‌وگو و رايزني با كشورهاي عربي پرداخت و آنها رامتوجه اين كرد كه ايران لنگرگاه ثبات و امنيت در منطقه است. مشروح گفت‌وگوي «اعتماد»  با حميدرضا آصفي در ادامه مي‌آيد.

 برخي كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس از امريكا درخواست كرده‌اند تا با فروش سلاح و دادن تضمين‌هاي امنيتي از توافق هسته‌اي با ايران حمايت كنند. به نظر شما چرا كشورهاي عربي چنين درخواستي را دارند؟

بايد در ابتداي سخنانم به مساله‌اي اشاره كنم و آن، اين است كه برخي كشورهاي عربي مخالف دستيابي به توافق هسته‌اي بودند و به اشكال مختلف در روند مذاكرات كارشكني و با آن مخالفت مي‌كردند. در اين مساله هيچ ترديدي نيست اما مستقل از گزارشي كه روزنامه وال استريت ژورنال داده است، تكاپوي كشورهاي عربي در رابطه با كشورهاي ١+٥ و مشخصا فرانسه و روسيه مشخص مي‌سازد كه اين كشور‌ها دستپاچه شده‌اند. اين در حالي است كه خطر اصلي براي آنها نه ايران بلكه رژيم صهيونيستي است و تهديد دايمي اين رژيم عليه كشورهاي اسلامي و عربي كه تجاوز به غزه و لبنان نمونه‌اي از آن است، همواره بر سر آنها تهديد مي‌كند. اين سياست‌هاي تجاوزگرايانه اسراييل است كه موجب تهديد و ايجاد بي‌ثباتي در منطقه شده و كشورهاي عربي اشتباه مي‌كنند كه مي‌پندارند تهديد از جاي ديگري است. جمهوري اسلامي ايران از ابتدا تا به امروز همواره اعلام كرده است كه توان و امكاناتش درخدمت به جهان اسلام و كشورهاي منطقه و همسايگانش است.

     رفتار كشورهاي غربي در برابر اين خواسته‌ها چيست؟


من فكر مي‌كنم كه برخي كشورهاي ١+٥ بدشان نمي‌آيد با مطرح كردن مساله هسته‌اي ايران و دامن زدن به ايران هراسي، سلاح‌ها و تجهيزات نظامي‌شان را به منطقه سرريز و بازار خوبي را براي خود دست و پا كنند و نمونه آن را هم در سفر اخير رييس‌جمهور فرانسه مي‌بينيد، در سفري كه به كشورهاي منطقه داشته، با آنها قراردادهاي گران قيمت و سنگيني انعقاد كرده است. به عبارت ديگر، مي‌خواهم بيان كنم كه اين رابطه دو سويه است يعني كشورهاي عربي در رقابت با رژيم صهيونيستي به جنون خريد سلاح و ادامه سياست‌هاي لجوجانه با ايران پرداخته‌اند و برخي كشورهاي ١+٥ نيز با تبليغاتي كردن مسائل، براي خود و صنايع نظامي‌شان، مشتري پيدا مي‌كنند. البته همان‌طور كه گفتم كساني اين‌گونه مي‌انديشند، اشتباه مي‌كنند و اگر هم امريكا فكر مي‌كند كه با اين نوع اقدامات مي‌تواند شكاف ايجاد كرده و از ايران امتيازگيري كند، راه اشتباهي را پيموده است. در سفري كه اولاند داشته و در روزهاي آتي جان كري به منطقه دارد و همچنين ديداري كه اوباما با سران كشورهاي عضو سازمان همكاري حاشيه خليج فارس در كمپ ديويد دارد، شما چيزي جز سياست‌هاي دوگانه و متضاد براي بهره‌برداري نظامي و اقتصادي و ايجاد شكاف در منطقه نخواهيد ديد.

 فكر مي‌كنيد چقدر لازم است تا ايران با انجام گفت‌وگوهاي منطقه‌اي اگر نگراني‌اي در ميان كشورهاي منطقه در عرصه هسته‌اي است، اين دغدغه را از بين ببرد؟


اينكه لازم است ما با كشورهاي منطقه و فرامنطقه گفت‌وگو كنيم، شكي نيست و حتي لازم است با كشورهاي خليج فارس گفت‌وگو را تشديد كرد و با يافتن منافع مشترك، سرمايه‌گذاري‌ها را افزايش داد. متاسفانه هم اينك ميان ايران و كشورهاي خليج‌فارس فاصله ايجاد شده است و ضرورت تشديد گفت‌وگو‌ها احساس مي‌شود هرچند كه مقوله عربستان جدا است. عربستان اشتباهات بزرگي انجام داده و بدعت‌هاي تازه و بدي را گذاشته است كه در آخر، دودش به چشمان خود خواهد رفت. اين كشور، اقدامي كم‌سابقه در ميان كشورهاي عربي انجام داده است و آن اينكه به يك كشور همسايه، مسلمان و فقير به بهانه‌هاي واهي و از طرق گوناگون حمله كرده است و در اين مساله، از رژيم صهيونيستي جلو زده و روي اسراييل را سفيد كرده است. متاسفانه اين كشور شكاف در ميان كشورهاي اسلامي ايجاد كرده و بايد رفتار خود را اصلاح كند  وگرنه تاوان سنگيني را خواهد پرداخت. با اين وجود، بايد به تشديد گفت‌وگو و رايزني با كشورهاي عربي پرداخت و آنها را متوجه اين كرد كه ايران لنگرگاه ثبات و امنيت در منطقه است.

 سياست ايران نسبت به كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس چگونه بوده است؟

سياست كلان ايران نزديكي با همه كشور‌ها و تعامل سازنده با دنيا و به ويژه كشورهاي همسايه و ايجاد روابط حسنه است.

  پس چرا اين همه فاصله ميان ايران و كشورهاي حاشيه خليج فارس ديده مي‌شود؟

شايد در چند مدت اخير و به دليل سرعت تحولات منطقه‌اي و تمركز روي مساله هسته‌اي، موجب آن شده است ولي در مجموع سياست‌هاي ايران در عرصه منطقه‌اي قابل قبول است اما بايد افزايش يابد. هر چند كه داشتن روابط دوجانبه بايد مورد خواست طرف مقابل نيز باشد.

    نشانه‌اي براي اين خواست در طرف مقابل وجود دارد؟

بالاخره امنيت ما با آنها و امنيت آنها با ايران پيوند خورده است. مسائلي نظير مواد مخدر، نفت، مسائل تجاري و تردد اتباع همديگر عوامل متعددي هستند كه موجب چسبندگي ايران با آنها است و بايد از ظرفيت‌ها استفاده شود. مثلا يكي از اين ظرفيت‌ها، سازمان كنفرانس اسلامي است كه به حالت كما رفته است و بايد با دادن تنفس مصنوعي آن را به حالت طبيعي برگردانند و از ظرفيت‌هاي آن استفاده كرد. متاسفانه اين سازمان در مورد مسائل مهم جهان اسلام ساكت  و فقط نظاره‌گر است.

  در صحبت‌هاي‌تان به عربستان اشاره كرديد. در روزهاي اخير شاهد تحولات متعددي هستيم. اين تغييرات در نوع روابط تهران و رياض چه تاثيراتي مي‌تواند داشته باشد؟


تحولاتي كه در عربستان اتفاق افتاده بعضي از آن به عنوان شبه‌كودتا و بعضي‌ها آن را به زلزله سياسي تشبيه مي‌كنند و ابعاد مختلفي در آن دخيل بوده‌اند. اين تحولات در نوع خودش در يك كشور محافظه‌كار سنتي برون‌گرا، بسيار عجيب و كم سابقه بوده البته وقتي ملك عبدالله فوت كرد، پيش‌بيني مي‌شد كه عربستان دچار اختلافات داخلي شود. در زمان ملك عبدالله و در پايان اواخر دوره ملك فهد به دليل آن خصلت‌هايي كه داشت، توانسته بود به عنوان پدر خانواده گرايشات مختلف را دور خودش جمع كند و يك محوريت داشته باشد. ملك عبدالله با توجه به اينكه از بقيه خاندان سعودي مستقل‌تر بود و چشم و گوش بسته دنبال امريكا نبود، براي خود در عربستان يك وزنه‌اي محسوب مي‌شد. اما بعد از فوت ملك عبدالله شاهد هستيم كه اختلافات قديمي بين سديري‌ها و غيرسديري‌ها مجددا بروز كرده است. همچنين طيفي كه بر سركار آمده است، گرايش و نزديكي‌اش به امريكا بيشتر است و امريكا با اين چيدمان درصدد جذب بيشتر سعودي به خودش بود.

  پس نبايد دل به بهبود روابط دو كشور بست.

فاصله‌ها بيشتر شده است و كمتر شدن فاصله به آنها بستگي دارد. اگر سعودي‌ها واقع‌بين نباشند و جبران گذشته نكنند، مي‌تواند رابطه بد‌تر هم بشود. به نظر من سعودي‌ها بايد كمي عقل و درايت به خرج بدهند وگرنه با اين روش و ادامه دادن آن، نه‌تنها با ايران بلكه با بسياري از كشور‌ها در منطقه و جهان اسلام و كشورهاي عربي دچار مشكل مي‌شوند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: دستپاچگي اعراب منطقه در برابر توافق هسته‌اي
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

چگونه وارد کننده سوخت نشویم؟

جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز نوشت:

مصرف انرژی یا به عبارت دقیق‌تر «شدت مصرف انرژی» مدت‌ها است که به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی مسئولان در کشور ما مطرح می‌شود و تقریباً روزی نیست که هشداری در این مورد از سوی مدیران داده نشود. واقعیت این است که ایران در شدت، میزان، نرخ یا هر اصطلاح دیگری که از آن استفاده کنیم، در حوزه‌های مختلفی مانند دارو، استفاده از لوازم آرایشی و تصادفات نسبت به بسیاری از کشورهای جهان رکورددار است و در برخی موارد صاحب رتبه نخست. انرژی نیز از جمله اقلامی است که سرانه مصرف آن در ایران بسیار بالا است و همواره در رتبه‌بندی‌های جهانی کشورمان در میان کشورهای رکورددار مصرف قرار دارد.

این شرایط قطعاً مطلوب نیست زیرا علاوه بر اینکه هزینه‌های زیادی برای حال حاضر شرکت بوجود می‌آورد، تهدیدات بزرگی را نیز برای نسل‌های آینده به دنبال دارد. در آمارهای چند روزه اخیر شاهد بودیم که پیش‌بینی شده است اگر روند مصرف انرژی در کشورمان به همین منوال ادامه داشته باشد در سال 1403 یعنی کمتر از ده سال دیگر ما به وارد کننده انرژی تبدیل خواهیم شد.

به عبارت دیگر با اینکه ایران از لحاظ ذخایر گاز و نفت در جایگاه ممتازی قرار دارد ولی به علل مختلفی توان و ظرفیت استفاده از این ذخایر را ندارد تا جایی که حتی در آینده نه چندان دور برای تامین نیازهای داخلی نیز محتاج واردات خواهیم بود.

قرار گرفتن در چنین نقطه نگران کننده‌ای، علت‌های متعددی دارد که بعضی از آنها باعث افزایش بی‌رویه مصرف شده‌اند و بعضی دیگر تولید و عرضه را دچار نقصان کرده‌اند که البته نتیجه هر دو، کمبود و گریزناپذیری واردات در سال‌های پیش رو خواهد بود.

یکی از عواملی که در ایجاد این شرایط دخالت داشته، فرهنگ مصرفی نادرست جامعه است. متاسفانه طی دهه‌های اخیر و به ویژه سال‌های پس از انقلاب فقدان نگرش درست در حمایت از اقشار ضعیف جامعه، دولت‌ها را به پرداخت یارانه‌های کلان و غیرهدفمند سوق داده است. طی این مدت، دولت‌ها برای اینکه از فشار اقتصادی بر طبقه فرودست بکاهند، همواره سعی داشتند فاصله قیمت تمام شده و واقعی حامل‌های انرژی را با پرداخت یارانه پر کنند درحالی که وجود تورم بالا همواره قیمت تمام شده را بالاتر می‌برد و دولت برای حفظ قیمت‌ها ناگزیر از پرداخت یارانه بیشتر بود. طنز تلخ ماجرا هم این بود که بابت پرداخت همین یارانه، دچار کمبود بودجه می‌شد و کسری بودجه به تورم بیشتر دامن می‌زد. از طرف دیگر با افزایش تورم و ثبات قیمت حامل‌های انرژی، سهم هزینه برای این کالا در سبد خرید مردم کاهش می‌یافت و جامعه به سمت مصرف بیشتر حرکت می‌کرد.

علاوه بر این، نبود حساسیت نسبت به هزینه‌ای که برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌شد دو اتفاق نامبارک دیگر نیز به دنبال داشت؛ بهره‌وری انرژی در فناوری‌ها و ماشین آلات تولید، کم اهمیت‌ترین موضوعی بود که صاحبان صنایع و تولید کنندگان به آن توجه می‌کردند، چرا که هزینه‌ای که بابت سوخت پرداخت می‌کردند در مقایسه با سایر هزینه‌ها بسیار ناچیز بود. همین رویه باعث می‌شد به نوسازی و بهسازی ماشین آلات و فرایندهای تولید توجه لازم نشود و شدت مصرف انرژی برای تولید روز به روز افزایش پیدا کند.

تولید کنندگان نیز توجهی به بهره‌وری در محصولات تولیدی خود نداشتند چرا که برای خریداران مهم نبود که مثلاً مصرف بنزین خودرویی که خریداری می‌کنند چقدر است، درحالی که اگر قیمت بنزین نزدیک به واقع بود و سهم واقعی خود را در سبد خانوار داشت برای خریداران مهم بود که مصرف خودرو چقدر است.

این معضل حتی پس از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها هم حل نشد. خطای بزرگ دولت دهم در خلاصه کردن این قانون در پرداخت یارانه نقدی باعث شد سهم پیش‌بینی شده برای نوسازی ماشین آلات تولیدی اختصاص پیدا نکند و عملاً صاحبان صنایع از ارتقای بهره‌وری ماشین آلات و... باز بمانند.
ادامه این روند اکنون کشور را به نقطه‌ای رسانده است که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد در کمتر از 10 سال آینده، ایران که یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از لحاظ ذخایر سوختی است، به وارد کننده سوخت تبدیل خواهد شد!

برای جلوگیری از تحقق این پیش‌بینی چاره‌ای جز بازنگری جدی و فوری در رویکردها و روش‌ها نیست. شاید اولین گام نیز دست برداشتن از تعارفات معمول و مواجه کردن جامعه با واقعیت‌ها باشد، اتفاقی که خوشبختانه نشانه‌هایی از آن را طی ماه‌های اخیر در سخنان مسئولان مشاهده می‌کنیم.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: چگونه وارد کننده سوخت نشویم
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

بوکو حرام از زبان زنان آزاد شده

شماری از زنان که به تازگی درپی عملیات نیروهای ارتش نیجریه از اسارت گروه تکفیری بوکوحرام آزاد شده اند از رفتارهای غیر انسانی عناصر این گروه تروریستی می گویند.

به گزارش ایرنا به نقل از شبکه خبری یورو نیوز، این زنان دردها و آلامی را که طی مدت گروگان بودنشان می گویند بسیار دردآور است.

یکی از آنان درباره رفتار غیر انسانی تروریست های بوکو حرام می گوید: خیلی از نیروهای بوکوحرام از فرماندهان خود شکایت دارند و می گویند که آنها را با دروغ هایی به نام دین ما را فریب می دهند و و به کشت و کشتار می کشانند.

این زن افزود: مساله دوم اینکه این نیروها در زمینه سلاح و سوخت برای خوردوهای جنگی خود با کمبود شدید مواجه هستند.

به گفته شبکه یورو نیوز، شماری از زنانی که آزاد شده اند می گویند که در طول اسارت یا مجبور به انجام رفتارهای غیراخلاقی می شدند و یا به طور اجباری باید با یکی از عناصر بوکوحرام ازدواج می کردند.

یکی از زنان آزاد شده در این باره تشریح کرد: وقتی قبول نکردم که همسر یکی از آنان شویم ما را همانند برده می فروختند و برخی نیز ما را مجبور می کردند در خانه هایشان برای همسرانشان کار می کردیم.

این زن افزود: اغلب افرادی که ما را به عنوان برده خریداری می کردند نیز از نیروهای بوکوحرام بودند.

یورو نیوز در بخش دیگری از این گزارش گفت: افرادی که از اسارت بوکوحرام آزاد شده اند اینک دراردوگاه های سازمان ملل متحد نگهداری می شوند تا قبل از بازگشت به زندگی عادی تحت درمان های پزشکی و روحی روانی قرار گیرند.

براساس آمار منتشرشده بیش از 200 تن از زنانی که از بند نیروهای تروریستی بوکوحرام آزاد شده اند، باردار شدن خود را تایید کرده اند.

هنوز از سرنوشت 219 دختر دبیرستانی به گروگان گرفته شده توسط بوکوحرام در آوریل سال گذشته هنوز اطلاعی در دست نیست.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: بوکو حرام از زبان زنان آزاد شده
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

شجونی: یك نفر تندرو هم در مجلس نداریم!

حجت‌الاسلام جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز است و روزگاری از حامیان احمدی‌نژاد به حساب می‌آمد. او همیشه به خاطر اظهارنظرها و پاسخ‌هایی كه به رسانه‌ها می‌داد، خود را مطرح می‌کرد. شجونی سال گذشته درخصوص كاندیداتوری مجدد احمدی‌نژاد برای ریاست‌جمهوری دوره‌های بعد، اعلام كرد به خاطر مشایی دیگر كاری با او ندارد. او البته این را هم اضافه كرد كه اگر مشایی هم نباشد باز از احمدی‌نژاد حمایت نخواهد كرد. او آن روز احمدی‌نژاد را مخالف مشی خود دانست، اما این را هم گفت كه به خاطر حمایت‌هایی كه از او كرده خودش را مقصر نمی‌داند.

او در مصاحبه با «آرمان» درمورد احمدی‌نژاد روزه سكوت گرفته و به نقد تمام و كمال دولت حسن روحانی ادامه می‌دهد. متن گفت‌وگوی جعفر شجونی با «آرمان» در ادامه ٱمده است که می‌خوانید.
 
   آقای روحانی گفته است وظیفه نیروی انتظامی اجرای اسلام نیست بلكه اجرای قانون است و انتقادات و تائیداتی به این اظهارات شد.  به‌عنوان یك شخصیت حوزوی در این خصوص چه نظری دارید؟


مراجع تقلید جواب ایشان را دادند و من هم با آنها همزبان هستم.

  شما با ایشان در این خصوص صحبتی داشتید؟


این بار اول نیست كه آقای روحانی در این مورد صحبت كرده است. دلواپسان هم در مجلس به این صحبت‌های رئیس‌جمهور ایراد وارد كردند. به هرحال ایشان باید توجه بیشتری داشته باشند به اینكه چه صحبت‌هایی می‌كنند. چراكه حرف ایشان درست نیست. نیروی انتظامی مجری قانون است. قانون ما هم غیراسلامی نیست. لذا اینكه ایشان فرموده‌اند نیروی انتظامی مجری اسلام مردم نیست حرف درستی نیست و قانون هم كه اسلامی است باید قوه مجریه اجرا كند كه آن هم به نیروی انتظامی است. به این ترتیب این حرف ایشان به‌نظرم درست نیست.

  آیا شما فكر می‌كنید تجمعاتی كه در حاشیه سخنرانی‌ها به‌وجود می‌آید در واكنش به رویكردهاست؟ مثلا دو روز پیش در دانشگاه امیركبیر به خاطر حضور آیت‌ا... ‌هاشمی در این دانشگاه عده‌ای دست به تجمع زدند و شعار سر دادند.

من هم این اخبار را شنیدم. باید توجه كرد كه در كشور آزادی وجود دارد و به هر حال یك عده از دانشجویان ما ناراحتند. به عقیده من آقای‌ هاشمی چند وقتی است كه حرف‌های دو پهلو زده كه به ضرر خودش هم تمام شده است.

  اما بحث فقط درمورد آقای ‌هاشمی نبوده، چند وقت پیش عده‌ای به نوه امام(ره) هم نامه‌ای نوشته بودند و اعلام كرده بودند اگر ایشان به گرگان سفر کند، حادثه‌ای مثل حادثه شیراز را به وجود خواهند آورد.


این آقایان نباید حرف‌هایی بزنند كه این بحث‌ها را به وجود بیاورد. به هر حال آزادی این است. دانشجویان گاهی طرفدار یك شخص هستند و گاهی طرفدار فرد دیگر.

  آیا می‌توان پذیرفت هركس كه بخواهد سخنرانی كند عده‌ای حتی با عنوان دانشجو چنین رفتارهایی انجام دهند؟ آیا اگر این رفتارها در دوران احمدی‌نژاد صورت می‌گرفت، پذیرفته بود؟


خب بكنند، سوال كنند و جواب بگیرند. آزادی همین است. در هر زمانی همه آزادند حرف بزنند. اما اگر معقول‌تر سخن بگویند، بهتر است. الان دانشجویان وقتی خدمت مقام معظم رهبری هم می‌روند حرف‌های خودشان را مطرح می‌كنند.

  اما حوادث با تجمع و تظاهرات صورت گرفت.

با تظاهرات كه مشكلی حل نمی‌شود.

  با این حال در روز سخنرانی آقای‌ هاشمی تجمع صورت گرفت. قبل از آن هم آیت‌ا... حسن خمینی را تهدید كرده بودند.


باید ببینیم این افراد چه صحبت‌هایی كرده‌اند كه به آنها اینگونه واكنش نشان داده شد. آنها باید حواسشان را جمع كنند. مملكت باید یكپارچه اصولگرا باشد. البته آزادی هم هست كه هركس بخواهد حرفی بزند.

  شما تاکید کردید که كشور باید یكپارچه اصولگرا باشد، پس تكلیف اصلاح‌طلبان چیست؟ جایگاه آنها در كشور یكپارچه اصولگرا كجاست؟


اصلاح‌طلبان واقعا اهل قانون نبودند. برخی از این افراد عملا بد كردند و به سمت فتنه رفتند. آنها در لندن اتاق فكر درست كردند. اصلاح‌طلبان هر روز یك پرت و پلایی می‌گویند. بنابراین اینها طرفدار ندارند. حتی مجمع روحانیون مبارز هم به قول آیت‌ا... رحیمیان از آرمان‌ها جدا شدند. ما انقلاب كردیم، شاه را فراری دادیم. این مملكت، مملكت قرآن و شهداست. این حرف‌ها چیست كه اصلاح‌طلبان می‌زنند.

  آقای روحانی روز سه‌شنبه مجددا گفتند صاحبان فرهنگ نیازی به گشت ارشاد ندارند، به هر حال این جملات مورد پسند اقلیتی در کشور نیست. فکر می‌کنید همین را بهانه قرار دهند تا آقای روحانی در سال 96 رای نیاورد؟


خیال نمی‌كنم رای بیاورد. آقای روحانی شش سال است كه از جامعه روحانیت جدا شده و یك اصولگرا هم همراه ایشان نیست و نتوانسته یك وزیر علوم اصولگرا بیاورد. چند وزیری كه برای وزارت علوم آمدند را مجلس رد كرد. من دلم برای آقای روحانی می‌سوزد ایشان در لباس روحانیت است ولی از اصولگرایان فاصله گرفته الان زیر بیرق كارگزاران و اصلاح‌طلب‌ها خودش را پنهان می‌كند؟!!

  شما درحالی با آقای روحانی اختلاف موضع دارید که زمانی با ایشان در یك حزب قرار داشتید.


ایشان قرار بود بیاید جامعه روحانیت. آن موقعی كه ایشان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری می‌كرد، در مسجد كوثر آمده بود تا برای خراسانی‌ها سخنرانی كند. او آن روز گفت آقای شجونی هم اینجا هستند و می‌دانند كه من جزو جامعه روحانیت هستم اما مدتی است به آنجا نرفته‌ام، با این حال قصد دارم به جامعه روحانیت بروم. با اینكه چند نفر از جامعه روحانیت به دیدن آقای روحانی رفته بودند، ایشان هنوز بازدید آنها را پس نداده‌اند و از روحانیت جدا شد!! ما هم حریف كسانی كه از روحانیت جدا می‌شود، نیستیم! آقای روحانی عده‌ای را هم دعوت كردند اما ما نرفتیم و دلسوز این هستیم كه ضربه‌ای به شخصیت ایشان وارد نشود، چون هم روحانی است و هم جزو جامعه روحانیت بوده است.اما اکنون ایشان نه جزو جامعه روحانیت است و نه جزو اصلاح‌طلبان است. اصلا ما هنوز نفهمیدم كه آقای روحانی جزو چه حزب و گروهی است!

  حالا می‌خواهیم چند سوال هم درخصوص انتخابات مجلس دهم بپرسیم. فكر می‌كنید دولت برای انتخابات مجلس لیستی از كاندیداهای خود بدهد؟


ما اول باید ببینیم اعضای این لیست تائید صلاحیت می‌شوند یا نه. در یك بازی فوتبال سوت را دست داور بازی می‌دهند. یك سوت هم می‌دهند نه 10 تا. داور ما برای انتخابات مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان است. ما باید ببینیم داور ما كه شورای نگهبان است این افراد را قبول می‌كند یا نه. ضمن اینكه مجلسی كه دولتی باشد، به چه دردی می‌خورد؟ دولت اگر بخواهد این كارها را بكند تیشه به ریشه خودش خواهد زد. هر شهری مردمی دارد كه روحانیان، بازاریان و كارمندان آنجا یك فرد وارسته را به‌عنوان كاندیدا معرفی می‌كنند.

  دولت بارها گفته امنیت انتخابات مجلس را تضمین خواهد كرد. دولت چگونه می‌تواند امنیت انتخابات را تضمین كند؟


مدیریت انتخابات به عهده وزارت كشور است. وزیر كشور هم یكی از وزرای دولت است. و گرنه اگر دولت بخواهد نمایندگان دولتی معرفی كند كه كسی به آنها رای نمی‌دهد.

  فكر می‌كنید دولت چگونه خواهد توانست فضای كشور را تا انتخابات آرام نگه دارد؟


فضا آرام است و بحمدا... با رهبری شایسته‌ مقام معظم رهبری كسی جنجال نخواهد كرد.

  حالا دولت برای حفظ این فضای آرام چه كار باید بكند؟


فضای آرام این است كه مردم چه می‌خواهند. این دولت آمده نان مردم را گران كرده است. من عقیده‌ام این است كه وقتی دولتی سر كار بیاید و نان را گران كند چه هنری دارد؟ دولت نان مردم را كه گران كرده؟! چیزهای دیگر را گران كرده است. دولت وقتی شایسته است كه رفاه و آسایش مردم را در نظر بگیرد. مقام معظم رهبری هم فرمودند ملت با دولت همزبانی كند. همه ما آمادگی داریم با دولت همدلی كنیم. اگر هم كسی داد و فریادی دارد باید به مرجع ذی‌صلاح برود و شكایت كند وگرنه اگر همه جلوی مجلس بروند و فریاد بزنند اصلا فایده ندارد. حاکمیتی سر كار آمده كه مردمی است و می‌خواهد به مردم خدمت كند. راه و چاه را هم دولت باید پیدا كند.
 
 در محافل بحث حضور آقای احمدی‌نژاد برای انتخابات مجلس مطرح می‌شود، ارزیابی شما چگونه است؟


همانطور كه عرض كردم اگر شورای نگهبان به كسی اجازه فعالیت داد ممكن است آن فرد هم طرفدارانی داشته باشد كه به او رای بدهند. مثلا الان صحبت احمدی‌نژاد است. اما این گمانه‌زنی‌ها كه این فرد می‌آید یا نه و رد می‌شود یا نه اصلا فایده‌ای ندارد. باید ببینیم شورای نگهبان چه كار می‌كند.

  اگر احمدی‌نژاد تائید صلاحیت شود شما از ایشان حمایت می‌كنید؟


اگر این اتفاق بیفتد حتما دلایلی برای تائید صلاحیت او وجود داشته است. مردم هم آزادند به هركسی كه شورای نگبهان تائید كند در صورتی که بخواهند، رای بدهند.

  بحث دیگر هم اینكه تركیب مجلس آینده عوض خواهد شد و در واقع افراد تندرو از مجلس رخت برمی‌بندند. نظر شما در این خصوص چیست؟

الان ما یك نفر تندرو در مجلس نداریم!! تندرو یعنی چی؟ آقا كسی در مجلس، غیرقانونی حرف می‌زند؟ این یك تهمتی است كه در دنیا همیشه بوده است. چه كسی تندرو است؟ آیا بزرگان تندرو بوده‌اند یا نمایندگان مجلس؟ تندرو یعنی چه؟ آیا می‌شود گفت عده‌ای كندرو هستند و برخی دیگر تندرو هستند؟

  بحث اسفندیار رحیم‌مشایی هم این روزها داغ شده یك روز می‌گوید نگفته‌ام نمی‌آیم و روز دیگر حرف‌هایش را تكذیب می‌كند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟


این مساله که چه کسانی صلاحیت حضور در انتخابات را دارند، دست شورای نگهبان است. من و شما پایگاهی نداریم، آنها چندین پایگاه و موسسه دارند كه این موسسات به شورای نگهبان اطلاع می‌دهد. بنابراین شورای نگبهان است كه می‌تواند بگوید چه كسی صلاحیت دارد و چه كسی صلاحیت ندارد. حالا فرقی نمی‌كند مشایی باشد یا هرکس دیگر. هركسی كه باشد در صورت احراز صلاحیت از سوی شورای نگهبان برای ما محترم است و در نهایت علاقه‌مندانش به او رای می‌دهند و بقیه به شخص دیگری رای می‌دهند. آزادی همین است.

  اما آقای مشایی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم صلاحیتش احراز نشد. اما این بحث هم مطرح شد كه كسانی كه برای ریاست‌جمهوری تائید نشدند به این معناست كه برای ریاست‌جمهوری صلاحیت نداشته‌اند و در پست‌های دیگر می‌توانند خدمت كنند. برای نمایندگی ایشان ارزیابی شما چیست؟ آیا فكر می‌كنید صلاحیت او احراز شود؟


باز هم می‌گویم این شورای نگهبان است كه باید بگوید صلاحیت او در ریاست‌جمهوری رد می‌شود اما برای انتخابات مجلس صلاحیت دارد. این مساله هنوز اتفاق نیفتاده و اطلاعی در دست ما نیست.

  گفته می‌شود اصولگرایان برای انتخابات مجلس می‌خواهند به وحدت برسند. وضعیت این وحدت الان چگونه است؟

وحدت اصولگرایان بسیار خوب است. آقایان هم با هم ملاقات كرده‌اند و سایر گروه‌ها و احزابی كه متدین هستند تحت اشراف جامعتین هستند و ان‌شاءا... اصولگرایان پیروز می‌شوند.

  اما گفته می‌شود جبهه پایداری با این وحدت زاویه دارد؟


نه، چنین چیزی وجود ندارد. ببینید الان آیت‌ا... مصباح، آیت‌ا... محمد یزدی و آیت‌ا... موحدی‌كرمانی جلسه داشتند. ما هم در جامعه روحانیت تائید كردیم.

  بحث حذف یارانه‌ها از سوی دولت مطرح می‌شود. اگر یارانه‌ها حذف بشود تكلیف افرادی كه چشمشان به این مبلغ است چه می‌شود؟


این که هنوز اتفاق نیفتاده و ان‌شاءا... این‌طور نخواهد شد. اما اگر دولت فقیر باشد، درآمد نداشته باشد و بخواهد نفت را ارزان بفروشد و بخواهد مالیات كم بگیرد یا تحریم ما ادامه پیدا كند دولت از ملت همین خواهش را می‌كند كه ثروتمندان یارانه نگیرند و به قشر ضعیف‌تر یارانه تعلق بگیرد. البته این بستگی به دولت، سخنگوی دولت و سازمان برنامه و بودجه دارد.

  چگونه احمدی‌نژادی كه خود را ساده‌زیست معرفی می‌كرد، الان دفترش را به ولنجك منتقل كرده است و جلساتش را آنجا برگزار می‌كند؟


 ایشان هنوز طرفدارانی دارد كه از او حمایت می‌كنند. من پاسخی در این مورد ندارم. من هم تا به حال ولنجك نرفته‌ام چون با احمدی‌نژاد هم كاری ندارم. البته با روحانی هم كاری ندارم. من می‌گویم ما زندان رفته‌ایم و انقلاب كرده‌ایم و دلمان می‌خواهد انقلاب و رهبری ما پیروز بشود، این اعتقاد ماست و سر آن ایستاده‌ایم. حتی هزار تومان هم از جمهوری اسلامی، گیر من نیامده است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: شجونی, یك نفر تندرو هم در مجلس نداریم
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

تهیه و تحلیل اطلس وضعیت زنان در کشور

معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به اینکه در 20 ماه اخیر بیشترین کار معاونت، مطالعه و بررسی راهبردی بود، گفت: دراین جهت اطلس وضعیت زنان تهیه شده و هم اکنون در حال تحلیل آن هستیم، همچنین31 گزارش نیز به تناسب وضعیت زنان در استان‌ها تدوین کرده‌ایم.

شهیندخت مولاوردی در گفت‌وگو با ایسنا افزود:31 گزارش تدوین شده شامل وضعیت زنان و خانواده در استان‌هاست که از اولین سفر استانی تدوین این گزارش‌ها را آغاز کرده‌ایم و در هر سفر استانی به رییس جمهور تقدیم کردیم و در اختیار استاندار و مسئولان استانی و دستگاه‌ها قرار می‌دهیم.

وی گفت: در سه موضوع وضعیت کودکان حاصل از ازدواج با اتباع بیگانه، کودکان درگیر اعتیاد و آزمون استخدامی اخیر بررسی‌های راهبردی انجام و گزارش‌هایی را تهیه کرده‌ایم.

مولاوردی در پایان در پاسخ به این پرسش که چه استفاده‌هایی از این گزارش‌ها خواهید کرد، اظهارکرد: براساس این گزارش‌ها، برنامه‌ریزی و نشست‌های منطقه‌ای برگزار و تفاهم‌نامه‌ها را منعقد می‌کنیم.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تهیه و تحلیل اطلس وضعیت زنان در کشور
+ نوشته شده در  Wed 6 May 2015ساعت 11 AM  توسط فواد  | 

مطالب قدیمی‌تر